نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )
123
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )
بيابانها و شهرها و دهكدهها و چاهها و كاخها و امثال اينهاست . و مشاهده اعلى مشاهده آسمان است كه از ناحيه مشاهده خورشيد و ماه و ستارگان و برجها و منزلهاى بيست و هشتگانه قمر اتفاق مىافتد - و بالاخره هر چيزى كه به رؤيت و يا شهود تو مىرسد چنان نيست كه همگى ذرات آن را مورد شهود قرار بدهى بلكه چنانچه گفتيم پارهء از آن به چشم شهود تو قرار مىگيرد به اين توضيح كه گوهر بجز از معدن خود شاهد چيز ديگرى نبود و جز از كان خويش چيز ديگرى را نمىخواهد و به غير از معدن خويش به چيز ديگرى اقبال و توجهى ندارد بنابراين هرگاه آسمان يا زمين يا خورشيد يا ستارگان يا ماه را مشاهده كردى بايد بدانى كه جزئى از آن معدن در درون تو تزكيه شده و خلاصه گرديده است و چنان نه پندارى آسمانى كه در عالم غيب مشاهده مىكنى همين آسمان است كه به چشم ظاهرى تو رؤيت مىشود بلكه در كيان غيبت آسمانهاى ديگرى وجود دارد كه لطيفتر و خرمتر و باصفاتر و شادابتر از اين آسماناند و به اندازهاى زياداند كه حد و حصرى براى آنها محسوس نمىباشد و هر چه بيشتر به صفاى باطن خود بپردازى آسمان صافتر و گرانبهاتر بشهود غيبى تو خواهد آمد و همچنين اين لطائف ربانى ادامه پيدا خواهد كرد تا در مسير عروجى خود به صفاء اللّه نائل آيى و اين واقعات بس گرانبار در نهايات سير سلوكى است و چنانچه مىدانيم صفاء اللّه بىنهايت است و مراد ما از اطاله اين جملات براى اين بود كه خيال